مدت هاست که می خوام بنویسم...

سلام،
آره آره می دونم، کاملا حق با شماست، من که عرضه زود به زود آپ کردنو ندارم، وبلاگ نداشته باشم بهتره... اما باور کنین فقط نصفش تقصیر بامداد و تنبلیشه، نصف دیگش تقصیر هزار و یک عامل دیگست...

وگرنه مدت هاست که می خوام بنویسم، مدت هاست که می خوام راجع به اوضاع پلی تکنیک بنویسم، راجع به دعوای تموم نشدنی انجمن قدیم و جدید، راجع به وحشی بازی های طرفین،  راجع به نامردی ای که یه خدا نشناس از دین و ایمون بریده در حق اون 4 تا مدیر مسئول بی چاره کرد و زندگیشونو تا آخر عمر به باد داد، راجع به زندانی شدن 6 7 تا از بچه ها، که بعضی هاشون حتی 20 سالشونم نیست، راجع به انتخابات انجمن اسلامی قدیم، راجع به زدو خورد انتظامات با بچه ها، راجع به آمبولانس هایی که هر روز دمه در دانشگاه وای میسن و یه سری آدم رو(فارغ از دید و جبهه ی سیاسی) به بیمارستان می برن، راجع به تعطیلیه کلاس ها، راجع به....

مدت هاست که تو این فکرم که یه پست بذارم و بهتون بگم که تو چه مملکت بی حساب کتابی زندگی می کنین، که به هیچی، هیچی نمیشه اعتماد کرد. اصلا مهم نیست کارت معافی که دستته رو خودشون و طبق فانون صادر کردن یا جعلیه، تو محکومی که بازیچه دعوای آقایون باشی، آره، خیلی وقته که می خوام بنویسم راجع به کارت معافیتم، که حالا دارن باطلش می کنن.

مدت هاست که خبر های طرح امنیت اجتماعی رو می خونم و می خوام راجع بهش یه مطلب بنویسم، خیلی وفته تو فکر اون دختر بدبختم که آقا و خانوم پلیس اونجوری می چپوننش تو سمند پلیس، چون بد حجاب بوده، نه اصلا چون بی حجاب بوده. همون آقا و خانوم پلیسی که جلوی دوربین تظاهر به مهربونی و روانشناسی می کنن.

خیلی تو فکر رفتم وقتی خبر تجاوز معاون حراست دانشگاه رازی کرمانشاه رو به یه دختر جوون خوندم، دوست داشتم راجع به اونم چیزی بنویسم، اما دستام می لرزه وقتی فکر می کنم که یه دختر دانشجو از ترس وجود یه پرونده تو حراست دانشگاه حاضر به انجام چنین کاری بشه.

آره تو این مدت ذهنم خیلی مشغول بوده، خیلی بیشتر از قبل. دارم فکر میکنم که داریم به چه سمتی میریم؟؟ با این روند، 10 سال دیگه، 15 سال دیگه، سال 1400، به کجا میرسیم؟؟ آیا اونروز انقدر مشکلاتمون بیشتر شده که دیگه به اینجور چیزا فکر نمی کنیم؟؟ یعنی میشه یه روزی مردن یه دانشجوی 22 ساله تو زندان، تجاوز مسئولین دانشگاه به دختر های دانشجو و... واسمون انقدر عادی و معمولی باشه که به راحتی از کنارشون رد بشین؟؟ وای به حالمون...

این حرفارو نزدم که بخوام از دولت نهم یا نظام یا هر چیزه دیگه ای انتقاد کنم، که به نظرم، همونطوری که داروی ایدز و ضایعه نخاعی طی همین 2 سال دولت جدید کشف نشد و پیشینه ای شاید حتی 10 ساله داره، این اتفاقات ناگوار هم فقط دستاورد این دولت و نظام نیست. باید به خودمون بیایم، باید از خواب بیدار شیم، باید به دورو برمون نگاه کنیم و از کنار خیلی از اتفاقات  به راحتی نگذریم. باید یاد بگیریم که که انسان حرمت دارد، چه نظرش با تو یکی باشد چه کاملا متفاوت، باید یاد بگیریم که به هم احترام بگذاریم، یاد بگیریم که به انسان احترام بگذاریم، باید چشممان را باز کنیم.........

ببخشید اگه طولانی شد، دلم خیلی پر بود و خواستم بعد از این همه مدت که دارم می نویسم یه پست پرملات باشه04.gif

قربونه همه
تا بعد...


/ 5 نظر / 8 بازدید

منم بدجوری باهات موافقم! (حرمت) همه چيز داره از بين ميره و اين بدترين اتفاق ممکنه ولی بايد به اينم فکر کنی که اون دختره يا اون دانشجوهای زندان رفته هم مقصرن و ما نبايد اونا رو درون هاله ای از مظلوميت فرو ببريم!!!!! در مورد کارتت هم واقعا متاسفم

سینوحه

سلام آقای دل پر حوب زودتر خودتو خالی میکردی.هممون دلمون پره!

شيخ محله

سلام ببينم تو مطمئنی کع کارتتو بدون پارتی گرفتی؟همونطور که گفتی نظر هر کس مهمه ؛ به نظر خيلی ها مملکت هيچ ايرادی نداره تو زيادی غصه ميخوری اون دختر هم ايراد اتز خودش بوده چه بسا مجازاتش کافی نبوده. تو ياما که هنوز تو مذهبمان مانده ايم يه کمی زوده بريم سراغ امنيت اجتماعی و سال۱۴۰۰ تا هنوز که ۱۴۰۰ نيومده. بامی جون منطقی تر فکر کن

بامداد

جناب شیخ، قضاوت منطقی بودن حرف های شمارو بر عهده خواننده ها می گذارم، اما: 1- بله مطمئنم که کارتم رو کاملا قانونی و بدون پارتی گرفتم، خیالت راحت باشه. 2- بله، نظره اونایی هم که می گن مملکت ایرادی نداره محترمه، فقط لطف کن یکی دوتاشونو نشونم بده...ما به حکم انسان بودنمون، هرگز از چیزی رضایت کامل نداریم، مگر اینکه بگی داریم تو آتوپیا زندگی می کنیم... 3- شما در حدی نیستی که مجازات برای کسی تعیین کنی، کسی که در حراست پرونده داره طبق قانون مجازات میشه و اصولا نیازی به تجاوز کردن بهش نیست. 4- احتمالا شما در مذهبتون موندید، چون من مدت هاست در این مورد مشکلی ندارم. 5- هیچ وقت اسامی چون افق 5 ساله نظام، افق 15 ساله نظام یا ایرانه 1400 به گوشت نخورده؟؟ این آقایونن که نگران 15 سال دیگن، من فقط یه هشدار دادم. 6- بعدشم شما کلا اگه خودتو معرفی کنی راحتتر نیستی؟؟!! تا بعد...

شيخ محله

سلام آقاي تند و خشن و منطق نما.۱-اين يک اصل است که تا زمانی که انتقاد رو به خودت وارد ندونی يا لااقل در موردش فکر نکنی ؛ در خود خواهی کنونی و آروزی فردايی.۲- ظاهرا کنايه ها رو هم هضم نميکنی منظور از کارت پايان خدمت يک نماد بود.۳-حالا چرا یکی دوتا. چشمتو باز کن ۱۰ـ۲۰ میلیون ببین۴-هیچ وقت انتقاد رو حتی گه نپزیرفتی با توهين جواب نده چون حداقل تصوير يک وبلاگ نويس در ذهن مخاطبين اين طور نيست۵-اگه من نظری دادم (که با سند خطی و تجربی بود) که از نظر تو اشتباه بوده ( همانطور که نظر تو برای من) دليل بر نقص من يا محدود بودن دامنه اطلاعات من نيست که تو به من منبع پيشنهاد ميکنی. ۶- اسمی که ما آدما داريم معرف شخصيت و تفکر و انديشه و هدف ما نيست.در حالی که صفت ما معرف توتم ماست. تو به دنبال خود حرفی يا صاحب حرف. ۷- کتاب فلسفه و منطق آقای مطهری را تنها پيشنهاد ميکنم بخوانی نه بعنوان اينکه اشل منطقت را بر پایه اين کتاب بنا کني. بعد از خواندن کتاب در مورد فقط کلمه منطق نظر بده۸- سعی کن فقط در صورتی که برای مطلب؛ نظر منطقی عقيم داشتی اونو تو وبلاگت ننويسي.موفق باشي